اراده صفت فعل پروردگار است یعنی خدای تعالی گاهی اراده می کند و گاهی اراده
نمی کند بر خلاف آنچه متفوفه معتقدند که اراده صفت ذات خدا است . معنی اراده
پروردگار آن است که هر گاه مصلحت خدای تعالی بر امری قرار گیرد آن کار همان
لحظه تعلق مصلحت ، انجام مي شود اما مشيت همان اراده و خواست خدا است
كه در قلب امام عليه السلام ظاهر مي شود و آن گاه امام عليه السلام بر وجود
پيدا كردن چيزي اراده مي كند و لذا ائمه عليهم السلام مشيت الله اند .
متفوفه كه در برخورد با ائمه عليهم السلام بسيار وقيح عمل مي كرده اند از زمان
امام صادق عليه السلام پيدا شدند هر چند كه در زمان پيامبر صلي الله عليه و آله و
سلم و علي عليه السلام نيز افرادي با اين روحيه بوده اند . دستور ائمه در برخورد با
متصفوفه تبري قلبي و عملي از آنها مي باشد و فرموده اند بكوشيد با آنها هم آهنگ
نشويد .
تكلم از صفات فعل پروردگار است و معناي تكلم پروردگار كه با همه عالم انجام گرفته
در واقع همان مراتب نزول قرآن است و نزول قرآن همان انعكاس يافتن آنچه از علم
پروردگار كه ممكن بوده ابتدائا در قلب پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم و سپس بر
تمام عالم و بعد هم در قالب كلمات و ......
معناي " نفخت فيه من روحي (حجر۲۹) " اين نيست كه يك پاره اي از خدا در وجود ما
قرار گرفته و اگر كسي هم قائل به اين مساله باشد معتقد به حلول و نجس است .
معناي " نفخت فيه من روحي " اين است كه روح انسان را خدا به خودش نسبت
داده ، همان طوري كه كعبه را خداي تعالي مي گويد : بيت الله ، همان طوري كه
خون حضرت سيدالشهداء را مي فرمايد : " ثارالله " .
۲ـ خاندان عصمت عليهم السلام راه گشايان ما هستند و اگر كسي در مقابل آنها به
كلمات دانشمندان و فلاسفه شرق و غرب توجه داشته باشد در احراف شديد است.
پايان درس يازدهم اعتقادات كه در تاريخ ۱۴۲۳ ذي الحجه استاد سيد حسن ابطحي
ايراد فرمودند .
ولادت با سعادت و با عظمت دختر گرامی رسول الله ، همسر امير المومنين علي بن
ابيطالب عليه السلام و مادر ائمه معصومين عليهم السلام را به همه ي شيعيان آن
حضرت تهنيت و تبريك عرض مي كنم .از آن حضرت در اين ايام استمداد مي جوييم كه
از خداي تعالي بخواهند فرج فرزند عزيزشان حضرت بقيه الله را هر چه زودتر برسانند
و از بقيه ي زمان غيبت چشم پوشي كنند .يا مولاتي يا فاطمه اغيثيني
شروع درس يازدهم اعتقادات
۱ـ خداي تعالي داراي صفات ذات و صفات فعل مي باشد .
صفات ذات خدا آن صفاتي است كه نمي شود خدا باشد اما صفاتي مثل عالم ، قادر
، حي و ازلي بودن نباشد يعني خدا اين گونه صفات است و خداي تعالي با اين
صفات شناخته مي شود .
صفات فعل خدا آن اسمايي است كه اولا ذاتي خداوند نيست يعني مي شود تصور
كرد كه يك زماني خدا بوده اما اسماء افعال او نبوده است . ثانيا اين اسماء ، اسماء
كار و عملي است كه از خداوند صادر شده يعني ضمن اين كه علم و قدرت بر صدور
آن كار داشته اما تا آن عمل از او صادر نشده بود به آن اسم متصف نگرديده بود و ديگر
اين كه اسماء فعل خدا از صفات ذات منشا مي گيرد .
خداي تعالي در صفات ذات احد است يعني يكي است كه دومي ندارد اما در صفات
فعل واحد است يعني اولين و برترين است اما در عين حال اين نوع از صفات شخص
دوم و چندم هم مي تواند داشته باشد .
۴ـ در خصوص عظمت و ارزش قضیه غدیر خم و انتساب علی بن ابیطالب علیه
السلام به امامت و ولایت آیاتی در قرآن نازل شده است که شاید در خصوص خود
قرآن چنین چیزی را نتوان ثابت کرد و آنها عبارتند از :
اول : اکمال دین ، يعني ديني كه قسمت به قسمت بيان شده بود در روز غدير خم
به اكمال و بهره برداري جامع خود رسيد .
دوم : اتمام نعمت ، يعني آنچه از نعمت براي بشريت نياز بود در روز غدير خم با
خلافت علي عليه السلام كه همه حتي غاصبين حكومت به آن معترف بودند ،
تمام شد .
سوم : رضايت پروردگار ، در روز غدير خم پروردگار متعال در خصوص ديني كه به اكمال
رسيده و نعمتي كه به اتمام رسيده راضي شده است .
چهارم : ياس دشمنان ، در روز غدير خم با تعيين علي عليه السلام به عنوان
جانشين پيامبر صلي الله عليه و آله دشمنان از اهداف شومي كه نسبت به قرآن
و دين داشتند مايوس شدند
در مقام و عظمت علي بن ابيطالب عليه السلام بايد بدانيم كه اولا كتاب نهج البلاغه
با تمام ارزش و اهميتش كه شرحها شيعه و سني در باره آن نوشته اند يك دهم
از فرمايشات علي عليه السلام است . ثانيا اين كه تمام مردم به ايشان احتياج
داشتند و از ايشان سوالاتشان را مي پرسيدند اما ايشان بعد از پيغمبر اكرم صلي
الله عليه و آله به هيچ كس اظهار نيازي نكرد و از احدي مساله اي را سوال ننمود
و در اثبات اين واقعيت همين بس كه عمر خليفه وقت در هفتاد جا گفت : اگر علي
نبود هلاك مي شدم " يعني مردم آمده بودند و از من سوال مي پرسيدند و من
جوابي بلد نبودم و بر من مشكل شده بود تا آنجا كه داشتم خفه و هلاك مي شدم .
حاكم شدن غير علي عليه السلام امر بي ارزش و موقتي بوده كه با ظهور حضرت
ولي عصر ارواحنا فداه هيچ آثار از آن باقي نخواهد ماند و دولت حق هويدا مي گردد.
شيعه بايد ارزش و تفاوت خود با ديگران را بفهمد .
كساني كه از دين چيزي نفهميدند به طور كلي كافر ناميده مي شوند .
پايان درس دهم
یهودی ها چون به فکر مسائل علمی نیستند لذا فلسفه انها هیچ وقت مورد توجه
نبوده و نیست .
چهارده معصوم علیهم السلام نسبت به انجام امور عالم واسطه بین خدا و خلق
هستند اما چون در مقام خاص الخاص عبودیت می باشند چنان تصور می گردد که
امور عالم به آنها تفویض شده است اما این واقعیت که " خدا اراده کرده است تا کل
امور مخلوق با واسطه انجام گیرد " دلیل است بر این که اهل بیت علیهم السلام
واسطه امور بین خدا و خلق می باشند .
امور عالم بر اساس " لا جبر و لا تفویض بل امر بین امریین " می باشد یعنی انسان
نسبت به بعضی کارها کاملا مختار است و نسبت به برخی امور هیچ گونه اختیاری
ندارد .
اکثر جبریون قائل به وحدت وجودند.
انسان اگر خطوط فکری اش اصلاح شود اختیارا حقایق را می پذیرد .
وجود اختیار در انسان سبب تعیین تکلیف برای او است .
جریان یافتن قضای الهی نتیجه اختیار انسان است .
بهلول در زمان هارون الرشید سر درس ابو حنیفه نشسته بود . ابو حنیفه سه مساله
را مطرح کرد . اول این که همجنس همجنسش را اذیت نمی کند . شیطان از
آتش است و در جهنم اذیت نمی شود چرا که آتش به آتش کاری ندارد .
دوم این که نمی شود چیزی باشد و دیده نشود . پس خدا دیده می شود .منتها در
عرش است و وقتی که ما به محضرش رفتیم او را می بینیم و
سوم این که همه ی کارها را خدا می کند .
بهلول هم برداشت یک کلوخ را که تقریبا یک خاک بسته است را بلند کرد و زد به سر
ابو حنیفه . ابو حنیفه گفت :چرا این کار را کردی ؟
گفت : جواب سه مساله تو را دادم . تو از خاکی ، خدا در قرآن مي فرمايد : كه ما
انسان را از خاك خلق كرديم اين هم خاك بود بايد تو را اذيت نكرده باشد و ديگر اين
كه تو مي گويي سرم درد گرفته ، كجا است دردش ؟ به من نشان بده و ا ز همه
بالاتر اين كه اين كار را من نكردم خدا كرده ، بايد از خدا گله مند باشي .
بهترين و واضح ترين دليل بر رد مساله جبر رجوع به وجدان است كه انسان نسبت
به انجام بعضي از امور مردد مي شود و لذا جبريون نسبت به اعتقاد خود هيچ دليلي
كه وجدان بر آن گواهي دهد ندارند و خودشان هم در وجدان قائل به جبر نيستند .
ريشه تفويض از فلسفه يهود است كه معتقد مي باشند " دست خدا بسته است "
يعني " همه عالم و آنچه در آن است را خدا خلق كرده اما كارهايي كه در آن انجام
مي گيرد به طبيعت يا افراد واگذار شده است " در نقطه مقابل ، اين واقعيت كه
" امور عالم مانند كارهايي كه در يك كارخانه انجام مي گيرد نيست و بلكه آنچه
خلاف تصور ما مي باشد ممكن است اتفاق بيفتد " خود دليل واضحي بر رد تفويض
است و كاملا به انسان مي فهماند كه خداي تعالي هر لحظه بر اساس اراده و
مشيتش دست انر كار عالم است . لذا با توجه به واقعيت اتفاقات عالم ، رد مساله
تفويض وجدان مي شود .
۱ـ تمام کارها را خدای تعالی بر اساس حکمت به انجام می رساند .
مردم مکه پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را گناهکار می دانستند و خدای
تعالی با فتح مکه توسط پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فکر اشتباه مردم
را نسبت به ایشان دگرگون کرد .
۲ـ آنچه از خوبی و بدی در عالم به وقوع می پیوندند از ناحیه خدا است با این که
خوبی ها مقدرات الهی می باشد و بدی ها قضای الهی است .
۳ـ در خصوص " اختیار و جبر " باید بدانیم که واقع امر این است که " نه جبر و نه
تفویض " اما عده ای چون حقیقت را درک نمی کنند به این دو قائل می شوند .
" جبر" آن است که انسان معتقد باشد همه کارها اعم از خوب و بد حتی اعمال
بندگان توسط خدا انجام می گیرد و هیچ چیز و هیچ کس در آنچه واقع می شود دخل
و اختیاری ندارد و
" تفویض " آن است که انسان معتقد باشد تمام عالم و آنچه در آن است را خدا خلق
فرموده اما در خصوص کارهایی که در آن انجام می گیرد به خود مردم و یا به ائمه
علیهم السلام واگذار نموده است و آنها با اختیار خود هر چه بخواهند انجام می دهند
و دیگر خدا نسبت به آنچه انجام می گیرد دخلی ندارد ولی
امام علیه السلام می فرمایند " امر بین امرین " صحیح است .
۱ـ قرآن تنها منبع مطمئن جهت جریان یافتن خطوط فکری و عقلی در دستیابی به
حقایق عالم و اثبات وجود خدا هست .
۲ـ در خصوص درک " قضا و قدر " باید بدانیم که همه ی کارها اعم از خوب و بد از
ناحیه ی خدا است با این بیان که خوبی ها به عنوان " قدر " بوده و منتسب به خدا
می باشد و بدی ها به عنوان "قضا " بوده و منتسب به خود انسان است .
خدای تعالی خوبی ها را برای تمام خلایق مقدور فرموده است و کسانی که به مقام
عبودیت رسیده اند و نیز مردم عصر ظهور فقط مشمول " قدر " و از قضا محفوظ
می باشند . قضای الهی برای فرد یا جامعه منحرف است و لذا مفهوم قضا و قدر را
می توان در غیبت و حضور امام معصوم علیه السلام درک نمود .
قدر نشناسی مردم نسبت به علی بن ابیطالب علیه السلام آنها را مشمول " قضای
در تحت ولایت مشرکین و کفار بودند " نمود. انسان با دقت در امر خلافت پس از
رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم کاملا "قضای الهی" را لمس می کند و البته
علت قضای الهی خواست خود مردم است .
معاویه و بنی امیه با ادله زیادی از نظر خود اهل سنت هم ملعون هستند مثل این که
حضرت علی علیه السلام به عمار فرمودند : " تو را یک جمعیت طغیانگری
می کشند " و یا در زیارت عاشورا ء می خوانیم که " اللهم العن بنی امیه قاطبه ".
معرفی حضرت آدم علیه السلام از دیدگاه تورات و قرآن کاملا با هم متفاوت است به
طوری که تورات حضرت آدم علیه السلام را یک فرد بی علم وشعور می داند. که
شیطان آمد و او را به درخت علم راهنمایی کرد و او از آن درخت خورد و دارای علم
شد و چون اگر از درخت حیات هم می خورد حیات ابدی پیدا می کرد و خدا میشد
لذا خدا به ملائکه دستور داد تا با شمشیرهای آتش بار اطراف درخت حیات را گرفتند
و آدم را هم از بهشت بیرون کردند اما قرآن می فرماید که خدا علم همه چیز را به
حضرت آدم علیه السلام تعلیم داد و از نظر بدنی هم که همه ی انسانها الی الابد
زنده هستند اما بدنهایشان در بدنهایشان در عوالم مختلف تفاوتی دارد .
منع حضرت آدم علیه السلام از خوردن گیاه درخت منهیه در بهشت ، اولين امتحان
بني آدم بود كه او رامشمول " قضاي اخراج از بهشت "نمود .
و اين اولين قضاي الهي بود كه بر بني آدم جريان يافت . البته با اين شرط انسان در
دنيا هدايت الهي را بپذيرد دوباره در خوشي و آسايش قرار مي گيرد .
قضاي الهي براي انسان فوايد و بركات دارد و انسان بايد به آن راضي باشد .
عدم اعتقاد و علم صحيح نسبت به حقيقت " قضا و قدر " انسان را به انحرافات فكري
و عملي مي كشاند و فلاسفه و متكلمين قادر به بيان معناي " قضا و قدر " نيستند
و حال آنكه نقطه مقابل آن يعني درك صحيح " قضا و قدر " انسان را به مقام محبوبيت
و آسايش مي رساند .
۳ـ دعاي شريف ندبه در اعياد بزرگ اسلامي خوانده مي شود و رعايت ادب حضور
امام عليه السلام بايد بشود .
با عرض پوزش از وقفه ایی که داشتم ادامه دروس عقاید را انشالله ادامه می دهم
ادامه درس هشتم :
بخشی از علم پروردگار در تحت عنوان بداء هست و بداء در خصوص مسائلی مطرح
می باشد که هنوز خلق نشده و مربوط به آینده است و در علم غیب مطلق الهی
قرار دارد اما به طور ناگهانی ظهور پیدا می کند و به همین دلیل ائمه علیهم السلام
نیز از آن بی اطلاعند . علت بی اطلاعی تمام مخلوقات و حتی معصومین علیهم
السلام از بداء محدودیت مخلوق در برابر علم پروردگار است و علت وجود بداء حفظ
عظمت و احاطه ی علمی پروردگار می باشد .
فلسفه و خداشناسی مردود یهود و بعضی دیگر می گوید که : تمام چیزها در
گذشته ثابت و مسلم شده است و دیگر قابل تغییر نیست و با این اعتقاد دست
خدا را بسته می دانند ولی خدای تعالی در پاسخ آنها می فرماید : که دستان
خودشان بسته باد و بر آنها لعنت باد بلکه دستان خدا باز است و هر چه اراده کند
انجام می دهد و قضایایی چون " رد الشمس" که دو مرتبه برای علی بن ابیطالب
علیه السلام اتفاق افتاد . یکی در جنگ نهروان و دیگری در زمانی که سر مبارک
رسول اکرم صلی الله علیه و آله بر دامن شان بود و نیز پیشگویی حضرت عیسی
علیه السلام در خصوص مبدل شدن مجلس عروسی به عزا و بر عکس در آمدن این
پشگویی ، مؤيد مسئله بداء است . همچنين نهي شديد خداي تعالي به انسان از
حتمي قرار دادن امور آينده ، مسئله بداءرا تعمق مي بخشد و حقيقت " انشالله"
گفتن در هر كاري را روشن مي كند .
ظهور حضرت بقيه الله ارواحنا فداه كه به صورت طبيعي بايد در همان لحظه شهادت
حضرت عسكري عليه السلام واقع مي شده اما تا اين ساعت به تاخير افتاده است
ضمن اين كه سنگين ترين بدايي مي باشدكه تا كنون رخ داده ، ثابت مي كند كه
حتي معصومين عليهم السلام هم از بداء اطلاع ندارند. علت اين بداء هم عدم
آمادگي مردم جهان از پذيرش آن حضرت به عنوان معلم عالم بشريت است كه اين
غفلت سبب تداوم غيبت حضرت ولي عصر ارواحنا فداه شده است اما در عين حال
امام زمان ارواحنا فداه و "۳۱۳" ياران خاص شان در كنار بداء آماده ي امر ظهور
هستند البته سياست غلط آمريكائيها تا حدودي غفلت را از ملت ها زدوده و آثار
منجي طلبي را در آنان تقويت كرده است و اين از علائم ظهور صغري است و با بازي
هاي بچه گانه ايي كه سردمداران جهان به راه انداخته اند ممكن است حتي بدون
آمادگي مردم ، ظهور آن حضرت محقق گردد و انشالله ختم بداء در ظهور حضرت
ولي عصر ارواحنا فداه ، به دست شيعيان ايران خواهد بود .
راه نجات از غم غيبت حضرت ولي عصر ارواحنا فداه اقرار به ظلمهايي است كه
كرده ايم و پاك ومنزه دانستن خدا و موحد شدن است و در يك كلام ذكر يونسيه را
بر زبان جاري نمودن مي باشد تا انشالله حداقل به ظهور خصوصي دست پيدا كنيم
پايان درس هشتم اعتقادات از حضرت ايه الله سيد حسن ابطحي كه در سال ۱۴۲۳
فرموده اند.
۱. عقاید حقه شیعه باید فقط از فقیه اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام اخذ شود و علت این
که افراد مباحث عقیدتی را خوب درک نمی کنند ، عدم سابقه ذهنی و غفلت آن ها نسبت به حقایق
عالم هستی می باشد .
۲. خدای تعالی دارای علم غیب ، شهود و بداء است .
شهود داشتن نسبت به یک چیز یعنی درک کردن دقیق آن توسط حواس پنجگانه و یا عقل . به طور مثال
هماهنگی خلقت ، انسان را متوجه وجود و یگانگی خدای تعالی می کند و در نتیجه انسان بر وجود و
وحدانیت خدای تعالی شهادت می دهد و یا وقتی از طریق اثبات اعجاز قرآن ، رسالت رسول اکرم صلی
الله علیه و آله و سلم برای انسان ثابت می شود شخص بر عبودیت و رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه
و آله وسلم شهادت می دهد که این شهود را از نوع درک عقلی می گویند .
با توجه به این مطلب می توان فهمید که "عالم الشهاده" بودن خدای تعالی یعنی هر چه خلق کرده
بر آن شاهد و عالم بوده است .
"غیب"یعنی "پنهان" و "عالم الغیب" بودن خدای تعالی . یعنی آنچه خداوند تاکنون خلق نکرده و بلکه فقط
در علم پروردگار وجود دارد که مسلما برای مخلوق با رعایت مراتب پنهان است ، از نظر خدای تعالی
پنهان و غیب نیست و به آن علم دارد.
علم خدای تعالی ذاتی و بی نهایت است و علم ذاتی یعنی علم تغییر ناپذیر که صرفا مختص خدای تعالی
می باشد اما علم امام معصوم علیهم السلام در اثر تعلیم خداوند به آنها می باشد لذا علم آنها از نوع
معلومات اما با محدوده بسیار بسیار گسترده می باشد .
خلاصه درس هشتم استاد ایه الله سید حسن ابطحی دام ظله که در تاریخ ۲۷ ذی قعده ۱۴۲۳ فرمودند .
ادامه و آخرین جلسه از درس هفتم
در مناظره ای که بین امام رضا علیه السلام و فرد زرتشتی در اثبات وحدانیت خدای تعالی بوجود آمد
او مدعی بود که خدا دو تا است یکی خدای خوبی ها و آن دیگری خدای بدی ها حضرت فرمود: در یک
مورد که خدای خوبی ها باشد با هم هماهنگ هستیم اما تو که مدعی خدای بدی ها نیز هستی باید
دلیل بیاوری .
۳. باید خدا را خوب بشناسیم و همه چیزمان خدا باشد چون تنها چیزی که در دنیا و آخرت بدردمان
می خورد خدا است .
۴.روایات مثل آب است اما ممکن است در ظرف این ۱۴۰۰سال به واسطه این دست و آن دست شدن
آلودگی هایی پیدا کرده باشدکه باید امام زمان علیه السلام تشریف بیاورند و این مشکل را بر طرف
نمایند و علما نیز در پناه آن حضرت در عصر غیبت به شما آب زلال برسانند .
۵. حضرت رضا علیه السلام یادآورنده حزن های عاشورا است .
ذی قعده به جهت مناسبتهای مرتبط با حضرت رضا علیه السلام ماه آن حضرت است و علت این که روز
۲۳ ذی قعده ، روز زیارتی مخصوص آن حضرت است را مورخین به دو جهت دانسته اند . اول : روزی بوده
که حضرت رضا علیه السلام وارد خراسان شده است .
دوم : روزی بوده که ولایتعدی از ناحیه حضرت پذیرفته شده است . و به هر حال هر کدام که باشد ابتدای
مصیبت حضرت رضا علیه السلام بوده است .
نوحه به گریه ای می گویند که به هنگام وارد آمدن مصیبت خیلی شدید با صدای بلند انجام می گیرد .
پایان درس هفتم استاد که در تاریخ ۲۰ ذی قعده ۱۴۲۳ ایراد فرمودند.